همیشه  خود را در این دنیا تنها حس می کردم و هیچوقت طعم خوشبختی را نچشیدم ولی بدبختی و ناکامی مونس من بودند. گویا کلمه خوشبختی اصلا برای من مفهومی نداشت و با آن نا آشنا بودم ولی بدبختی را به خوبی
می شناختم زیرا رشته ای ناگسستنی از مهر و محبت بین من و او بوجود آمده بود! از موسیقی لذت می بردم زمانیکه آهنگ حزن انگیزی می شنیدم در خود فرو میرفتم و مانند پرنده سبکبالی بال زنان اوج میگرفتم و به میان فرشتگان آسمانی پرواز میکردم و خود را فارغ از هر درد و رنجی می پنداشتم. من در زندگی باختم و همیشه از اینکه انسان آفریده شده بودم مینالیدم چون از زمانیکه چشم گشودم جز یگانه با من و تنهایی شکست و ناکامی ، یاس و ناامیدی چیزی ندیم زمانی پروانه خوشرنگ امید را در میان رویاهای زیبا و آرزوهای بی پایانم بپرواز در می آورم و تبسم خفیفی بر لبانم آشکار میشد و چون نا امیدی، امید گم گشته خود را می یافتم و زندگی را با تمام زیباییها و عظمتش در چشمان افسونگر و فریب دهنده دنیا می دیدم اما بتدریج ابرهای

 ناامیدی آسمان شفاف و پرستاره زندگی ام را فرا گرفت و ستاره های شادی و شادکامی در زیر آن پنهان شد و نیستی و  نابودی بر سرم سایه افکند و خود را حقیر و ناچیز شمردم و از آینده مبهم و تاریک خود بیمناک گشتم. از همه کس و همه چیز بدی دیدم و دنیا را مطرود شمردم .زیرا حقیر بودم، تنها بودم و گویا دادگاه سرنوشت مرا بدون گناه محکوم کرده بود و از دیار خوشبختی تبعیدم نموده بود. من شبها ، مدتها چشم به آسمان  می دوختم و به جستجو می پرداختم تا بالاخره ستاره اقبالم را می یافتم ولی آنرا هر روز پریده رنگ تر و کم نور تر از روز پیش می دیدم و این به من نوید می داد که به زودی برای همیشه افول خواهد گشت و بوسه بر لبان ظلمت و نیستی خواهد زد و در دنیایی دیگر نور افشانی خواهد کرد. هر چه بیشتر وارد زندگی می شدم بر غمهایم افزوده می گشت تا زمانیکه هیچ نمی فهمدم و در دریای جهل و نادانی غوطه ور بودم و به همه کس و همه چیز خوش بین بودم ولی از زمانیکه دانایی جایگزین نادانی گردید کم کم بدبینی در وجودم ریشه دوانید تا دیگر ذره ای از خوشبختی در نهاد پر از گناهم باقی نماند. حتی به چشمهایم اعتماد نداشتم زیرا مرا به سوی گناه با لذت بی پایانش هدایت  می کردند. ای کاش کور بودم ، کر بودم و لال بودم تا دیگر چیزی را نمی دیدم، نمی شنیدم و نمی گفتم . ای کاش هرگز انسان خلق نمی شدم و رنجهای دنیا را در خود ذخیره نمی کردم و بدی و کینه و نفرت و بیگانگی را در چشمان دیگران نمی دیدم . چرا ما انسانها یا در حقیقت شیطانها و عروسکهای انسان نما شادی را برای خود می خواهیم و درد و رنج را برای دیگران خواهانیم . چرا ما انسانها یا در اصل سر منشاء پلیدی ها، زشتی ها، نفرتها را رنج دیگران لذت می بریم و از بیچارگی آنها شادمان  می گردیم و از گریه آنان می خندیم و اگر بتوانیم امید را دردلشان نابود  می نماییم و ناامیدی را به دلشان می نشانیم. زمانی آرزو
می نمودم عمر جاویدان داشته باشم و هرگز نمیرم زیرا مرگ را پایان شادیها و خوشیهای نامفهوم زندگی می پنداشتم و گاهی از زندگی دل می بریدم و آرزوی مرگ می نمودم . تا بلکه  فنا و نیستی و رنجهایم پایان بپذیرد چون با مرگ درد و رنج و بدبختی و ناکامی نابود میشود و از بین می رود. هنگامیکه از زندگی بیزار می شدم و نفرتم را نثارش می کردم لحظه ای بعد پشیمان  میشدم زیرا این گناه زندگی نبود و گناهکار واقعی خودم بودم که زندگی را هم به خود و هم به دیگران تلخ می کردم. زیرا زندگی با تمام ناهمواریها و ناملایماتش دوست داشتنی می باشد .

گفته هایم را کسانی می فهمند که یک قدم با مرگ بیشتر فاصله ندارند . من پاکی را دوست داشتم ولی هرگز پاک نبودم . باران گناه زمین را می شوید و

اشک گناه آدمی را. منهم زمانیکه سنگینی گناه رنجم می داد برای
فرار از آن به اشک پناه
 می بردم و بر بدختی خود می گریستم و لحظه ای بعد خود را چون یکی از ملائک ملکوتی آسمان می یافتم.

نظرات 10 + ارسال نظر
مهسا چهارشنبه 1 تیر 1384 ساعت 09:35 ب.ظ http://khiabooni.blogsky.com

گل زرد ... کاش توو پست قبلیت می نوشتی گلی که برا همیشه داره می خشکه

مردیخی پنج‌شنبه 2 تیر 1384 ساعت 02:15 ب.ظ http://girl.blogsky.com

سلام
انقدر درد دل دارم که اگر بخوام بگم همه صفحه های انترنت کمه براش
موفق باشی

محمد دوشنبه 6 تیر 1384 ساعت 02:41 ق.ظ http://baran-e-bahary.blogsky.com/

salam
tanhaee ye hameye ma bozorge va bozorgtar ham mishe
ziba bod
tanhaeet ro ba kasi taghsim kon
bezar on ham bare tanhaeet ro be dosh bekeshe
albate agar in chenin shakhsi peyda beshe

be man ham sar bezan

احسان دوشنبه 6 تیر 1384 ساعت 04:39 ب.ظ http://raz-eshgh.blogsky.com

سلام خیلی وبلاگ قشنگی داری
امید وارم همیشه موفق باشی
احسان از راز عشق

مسلم پنج‌شنبه 9 تیر 1384 ساعت 04:54 ق.ظ http://lovepoem.blogsky.com/

سلام.حالت خوبه
وبلاگ زیبایی داری.من هم لئگوی تو را در سایتم قرار می دهم
ولی قبل از آن بیا با آیدی اگه میشه کارت دارم.
مرسی.

مهیار شنبه 11 تیر 1384 ساعت 12:00 ب.ظ http://amoopooldar.blogsky.com

سلام وبلاگ قشنگی طراحی کردین واقعآ بهتون تبریک میگم فقط یک مشکل داره اونم اینه که یک مقداری سنگینه ولی از لحاظ طراحی واقعآ زیباست
موفق باشید و در ضمن به مادرتون سلام برسونین و بهشون بگین واقعآ ممنونیم از این همه احساسی که تو شعراشون هست
قوربان شما مهیار

دیوونه عاشق یکشنبه 12 تیر 1384 ساعت 09:42 ب.ظ http://devanegi.blogsky.com

سلام! ممنون! و ممنون که اومدی!
هرچی دریا رو زمین داره خدا
با تموم ابرای آسمونا

کاشکی میداد همه رو به چشم من
تا چشام به حال من گریه کنن
فکر نکنم هرچقدر هم که گریه کنم پاک بشم!
دوباره ممنونم

گلناز شنبه 18 تیر 1384 ساعت 05:50 ق.ظ

سلام ... وبلاگ عجیب و جالبی داری! امیدوارم تو هم موفق باشی...

[ بدون نام ] سه‌شنبه 21 تیر 1384 ساعت 03:19 ق.ظ http://sansiz.blogsky.com

[ بدون نام ] پنج‌شنبه 24 فروردین 1385 ساعت 08:27 ب.ظ

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد