من در میان دستهای شب هنگام ؛ من در غبار نیلگون کوچه های تار ؛پائیز را دیدم . پائیز که با نشاطی تیره و غمگین در لابه لای شاخه ها میرفت و گم می شد . لیکن صدای گریه دختری که میلرزید از سرمای فصل زمستان را برایم ارمغان آورد . من سرزمین خلوت برفی بوستان خشک دنیا را نمی خواهم . پائیز من برگردد.......

سلام
نمیدونم چرا هروقت به این وبلاگ میام خیلی دلم میگیره
قبلا که خاطرات مادرت بود و الان که دست نوشته های غمگین خودته
شادباشی
سÙا٠ÙبÙاگزÙباÙÙدارÙبÙÙ ÙÙ٠سربزÙتÙتÙÙزÙÙدش٠ÙسرسختبراÙپسÙردسÙدرÙاhttps://shabgard.org/forums/showthread.php?t=11731http://takfanar.persiangig.com/Cracked/myf/zip/help Tak Tools 2 Beta.GIFhttp://takfanar.persiangig.com/Cracked/myf/zip/Tak Tools 2 Beta.zipSendtoallPlz
دیرآمدم معذورم دارید.
راستی را ازاین که می بینمتان می نویسید خوشحالم.
اما دیر آپ کرده اید چرا.
زیبا بود تصویر را می گویم. وشیوا بود نوشته تان مثل همیشه.
خاطره ای ازخاطرتان درخاطرم هست. شادزی وبدرود
سلام.وبلاگ زیبایی دارین.من خیلی وقت پیش شما رو لینک کردم ولی شما.... به من ی سر بزنین.
سلام دوست عزیزم.وبلاگمو به روز کردم .اگه سر بزنی خوشحال می شم.عنوان پست اخرم اینه((دنیای کنونی ما دنیایست که...))قربانت.منتظرتم.
سلام دوست عزیزمطلبت خوب بود من اولین بارم هست که به توسرمیزنم خیلی عالی بود-موفق باشی
سلام دوست عزیزمطلبت خوب بود من اولین بارم هست که به توسرمیزنم خیلی عالی بود-موفق باشی
سلام دوسته خوبم
امیدوارم حال خوب باشه
آپه خوب و جالبی بود
ولی مطمئنم جا برا بهتر شدن داره
آپ کردی خبرم کن
من آپم افتخار دادی یه سر به منم بزن
بابای
صفحات تقویم عمرم یکی یکی خط خورد و باطل شد
به امید خطی.سطری.یادی
اما زیبا تونیز چون دیگران بی وفا شدی
سلام
موفق باشی
برایت خاطراتی بر روی این دفتر سفید نوشتم;
که هیچ کسی نخواهد توانست این چنین خاطرات شیرینی را;
برای بار دوم برایت بازگوید.
چرا مرا شکستی؟ چرا؟
اشعاری برایت سرودم;
که هیچ مجنونی نخواهد توانست مهربانی و مظلومی چهره ات را توصیف کند.
چرا تنهایم گذاشتی؟ چرا؟
چهره ی پاک و معصومت را صد ها بار بر روی ورق های سفید;
با باقی مانده ی وجودم نگاشتم.
چرا این چنین کردی با من؟ چرا؟
زیبا ترین ستارگان آسمان را برایت چیدم.
خوش بو ترین گل های سرخ را به پایت ریختم.
چرا این چنین شد؟ چرا؟
من که بودم؟
که هستم؟
سلام..فکر کنم اولین باری بود کخ وبلاگت رو میدیدم و می خوندم...خیلی زیباست ظاهر وبلاگت و دوستداشتنی نوشته هات.....لذت بردم و خوشحال شدم از دیدنش.........زنده باشی....محسن
خوابیدی بدون لالایی و قصه
بگیر آسوده بخواب بی درد و غصه
دیگه کابوس زمستون نمی بینی
توی خواب گلهای حسرت نمی چینی
دیگه خورشید چهرتو نمی سوزونه
جای سیلی یا یه باد روش نمی مونه
دیگه بیدار نمی شی با نگرونی
یا با تردید که بری یا که بمونی
رفتی و آدمکا رو جا گذاشتی
قانون جنگل رو زیر پا گذاشتی
اینجا قهرن سینه ها با مهربونی
تو تو جنگل نمی تونستی بمونی
دلتو بردی با خود به جای دیگه
اونجا که خدا برات لالایی میگه
میدونم میبینمت یه روز دوباره
توی دنیایی که آدمک نداره
منم دلم گرفت
سلام .
خوبی ؟
خیلی وقت بود نیومده بودم ببخشید وقت نکردم با تاخیر تولد ۲ سالگی وبتم تبریک می گم .
سلام گلم خوبی؟ الان دیگه خیلی دیره ولی تولد ۲سالگی مبارک
خیلی غمگین بود مثل همیشه
موفق باشی
بابای
باغ بی برگی که میگوید که زیبا نیست
باغ بی برگی
خنده اش خونی است اشک آمیز
جاودان بر اسب یال افشان زردش می چمد در آن
پادشاه فصل ها پاییز
آپ کن بابا دلمون گرفته ول نمی کنه
سلام و درود بر شما و قلم زیبایتان که اینچنین زیبا تراوش میکند
من با کمال افتخار لینکتان میکنم
خوشحال میشوم به خانه ی ما نیز قدرم بگذارید
ایول همه وب لاگت ۱ طرف این آهنگ که گذاشتی ۱ طرف
سلام.
کجایی دختر؟
مثل اینکه شما بی حوصله ترازمن شدی.ها؟
امیدوارم هرجاهستی موفق باشی
زیباست نوشته هاتون موفق باشین
سلام...
بعد از مدتها بالاخره آپ کردم . خوشحال می شم سر بزنی.
سلام
عالی بود
به قصر منم سری بزن
بای
سلام خانمی .
خوبی ؟
پس چرا نمی آپی ؟
منم بالاخره بعد از سالها آپیدم .
دوست داشتی بسر بهم .
انسان همچون پلی است که برای تحمل بار تک تک لحظات زندگی آفریده شده است نه آنکه تمامی سنگینی بار یکساله را یک دفعه تحمل کند .
سلام.
به نظر من شرط داشتن یک وبلاگ خوب اینه که بتونی حرفای دلتو سر بسته بیان کنی! امیدوارم تو تونسته باشی...
موفقیت تو آرزوی منه...!
راستی من آپم...یه سر بیای بد نیست... شاید خوشت اومد.
اگرم چیزی نصیبت نشد، حداقلش اینه که دل ما رو با حضور گرم و باصفات شاد میکنی...!
منتظرم.
شاد باشی.
پاییز بر ن می گردد
بل که این زمستان می گذرد و پاییزی دگر از راه می رسد
به تماشای این برگ ریزان هزار رنگ بشین و یاد آور تمام آن چه را می خواستی در پاییز داشته باشی
سلام اوا من بعد یک سال دو باره بر گشتم
اگه تو هم یه روز اومدی بهم سر بزن
تلنگرمیزندبرشیشه هاسرپنجه باران
نسیم سردمیخندد به غوغای خیابانها
دهان کوچه پرخون میشودازمشت خمپاره
فشاردردمیدوزدلبانش رابه دندانها
.
.
.
بمان مادر بمان درخانه خاموش خودمادر
که باران بلامیآیدت ازآسمان برسر